العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
95
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
يك نواختى دليل بىصانع بودن آنها است بطورى كه ما گفتيم ، و اختلاف سير و دگرگونى آنها و هدفها كه بدست ميدهند روشنتر دليلى است كه تعمّد و تدبير مدبّر در آنها حكمفرما است . بينديش در اين ستارهها كه برخى از سال هويدا شوند و در برخى نهان باشند چون ثريا ، جوزاء ، و دو شعرا ، و سهيل كه اگر در همه وقت آشكار بودند مردم از آنها چيزى نمىفهميدند ، و ببرخى كارهاشان پى نميبردند ، چنانچه اكنون از طلوع نور و جوزاء ميفهمند و از نهان شدن آنها ، و پيدائى و نهانى هر يك وقتى جز وقت ديگر براى اينست كه مردم از هر كدام جداگانه سودى ببرند ، و چنانچه نهانى و آشكارى ثريا يك مصلحتى دارند ، آشكارى پيوست بنات النعش هم مصلحت ديگرى دارد ، و آن اينست كه مردم در خشكى و دريا از آن راهيابى كنند : چون هميشه چشمرس است و هر وقت خواهند بدان رهنمائى شوند بهر جا خواهند . و اين هر دو مصلحتجوئى و نياز برآرى است با اينكه دو گونهاند و در آنها مقاصد ديگرى هم هست ، و نشانه اوقات بسيارى از كارهاى زندگى هستند چون زراعت و درختكارى و سفر خشكى و دريا و پديدهشناسى در آينده از باران و باد و گرما و سرما و بوسيله آن مسافران در بيابانهاى هراسناك و درياها در شبهاى تار راهنمائى شوند ، با اينكه در رفت و آمد آنها در جگرگاه آسمان و طلوع و غروبشان عبرتها است ، زيرا شتابانترين سير را دارند ، و اگر نزديك بودند سرعت آنها و پرتو فروزندهء آنها ديده ما را خيره ميكرد و مىربود چنانچه برقهاى پياپى و پريشان گاهى ديده ميشوند . و همچنان اگر مردمى زير گنبدى باشند و زنجيرهاى از چراغها بر گرد آنها بچرخند بتندى چنان ديدههاشان خيره شوند كه روى بر خاك نهند ، بنگر چگونه گردش آنها را بسيار دور نموده تا بديدهها زيان نرسانند و آنها را دردمند كنند ، و پر شتابان كرده تا اندازه نياز به سير خود پس نيافتند و اندك پرتوى بدان اختران داده تا جاى گير پرتو ماه باشند در شبها كه ماه نيست ، و بتوان براى ضرورت